تبلیغات
BoOf kOoR - سردمه ، مثل یک قایق یخ کرده روی دریاچه یخ ؛ یخ کردم عین آغاز زمین !!
 
درباره وبلاگ


نزدیک است که کافران هنگامی که آیات قرآن را میشنوند تو را با چشمان خود هلاک کنند و میگویند او دیوانه است در حالی که قرآن جز مایه بیداری برای جهانیان نیست.



بگو خدا ! سپس رهایشان كن تا در یاوه‏‌گویی‌هاى خود غوطه‏‌ور باشند!



به کوری دو چشم آن حقیری که از فرط حقارت بد دهان است
به هر دیوار این دنیا نوشتیم
نقی
زیباترین نام جهان است




شیعیان ما به اندازه آب خوردنی ما را نمیخواهند ، اگر بخواهند دعا میکنند و فرج میرسد!
(مهدی موعود)




تنب بزرگ و کوچک ما در خلیج فارس
جز کویت و مسقط و عمان نمیشود
گر صرف و نحو خوانده‌ای این نکته گوشدار
هرچند نکته حالی نادان نمیشود
گر هر دو تنب را بگذاری به روی هم
هرگز برای پای تو تنبان نمی‌شود




شب در چشمان من است به سیاهی چشمهایم نگاه کن
روز در چشمان من است به سفیدی چشمهایم نگاه کن
شب و روز در چشمان من است به چشمهای من نگاه کن
پلک اگر فرو بندم جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت


مدیر وبلاگ : علی
مطالب اخیر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


یا امام نقی (ع)

کمپین وبلاگ نویسی امام علی النقی (ع)

BoOf kOoR
عجب موجود سخت جانیست دل ؛ هزار بار تنگ میشود ، میشکند ، میگیرد ، میسوزد ، میمیرد و باز هم میتپد






خـود رنجـم و خـود صـلح کـنم عـادتـم اینسـتیک روز تـحـمـل نکـنم طـاقـتـم اینـسـت
بــر خــنــجــر الــمــاس نــهــادم ز تــو پــهــلــوآسوده دلا بـین که ز تـو راحـتـم اینست
جـایـی کـه بــود خـاک بــه سـد عـزت سـرمـهبـیقدر تـر از خـاک رهم، عـزتـم اینسـت
بــا خــاک مـن آمـیـخــتــه خــونـابــه حــسـرتزین آب سرشتـند مرا ، طینتـم اینسـت
میلم همه جاییست که خواری همه آنجاستبـا خصلت ذاتی چه کنم فطرتم اینست
وحــشــی نــرود از در جـــانــان بـــه ســد آزاردر اصل چنین آمده ام ، خصلتم اینست







چـو دیـدم خـوار خـود را از در آن بـیـوفـا رفـتـمرسـد روزی کـه قـدر مـن بــدانـد حـالـیـا رفـتـم
بـر آن بـودم که در راه وفـایش عـمرها بـاشـم  
چو می دیدم که ازحد می برد جور و جفا رفتم
دلـم گـر آیـد از کـویـش بـرون آگـه کـنـیـد او راکـه گـر خـواهد مرا من جـانب شـهر وفـا رفـتـم
شدم سویش بـه تکلیف کسان اما پـشیمانمنمی بـایسـت رفـتـن سـوی او دیگر چـرا رفتـم
ز من عشقی بگو دیوانگان عشق را وحشیکـه من زنجـیر کـردم پـاره در دارالـشـفـا رفـتـم



||| وحشی |||






پس این ها همه اسمش زندگی است
دلتنگی ها دل خموشی ها ثانیه ها دقیقه ها
حتی اگر تعدادشان به دو برابر آن رقمی که برایت نوشته ام برسد
ما زنده ایم چون بیداریم
ما زنده ایم چون می خوابیم
و رستگار و سعادتمندیم
زیرا هنوز بر گستره ویرانه های وجودمان پانشینی
برای گنجشک عشق باقی گذاشته ایم
خوشبختیم زیرا هنوز صبح هامان آذین ملکوتی بانگ خروس هاست
سرو ها مبلغین بی منت سر سبزی اند
و شقایق ها پیام آوران آیه های سرخ عطر
و آتش
برگچه های پیاز ترانه های طراوتند
و فکر من
واقعا فکر کن که چه هولناک می شد اگر از میان آواها
بانگ خروس رابر می داشتند
و همین طور ریگ ها
و ماه
و منظومه ها
ما نیز باید دوست بداریم ... آری باید
زیرا دوست داشتن خال با روح ماست


||| حسین پناهی |||






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


1391/08/5 :: نویسنده : علی
نظرات ()
1391/08/7 01:18 ب.ظ
دادا ما چاکریم
1391/08/7 01:17 ب.ظ
اره باحاله قالبا را عوض کنم خومل میشه خووووووووووووووووووووووووووووو
دوست داشتی ؟
1391/08/7 01:16 ب.ظ

دادا
1391/08/7 01:16 ب.ظ
ههههههههههههههههههه
اشتباه گفتی 13 تولدمه
1391/08/7 12:10 ق.ظ
شب بخیر
1391/08/7 12:07 ق.ظ


از سکـــوتــم بتـــرس ...!

وقتــی که ساکـــت می شوم ...

لابـد همــه ی درد دل هایــم را بــرده ام پیش خــــدا ...

بیشتر که گوش دهــی ..

از همــه ی سکوتـــم .. از همــه ی بودنــم ..

یک "آه" می شنـــوی ...

و باید بترســی ..

از "آه" مظـلـومـی که فریــاد رسـی جز خـدا ندارد...
1391/08/7 12:07 ق.ظ
اهی خدا انقدر صدایت را دوست دارد



که سکوت می کند.



تا بارها بگویی ...



خدای من
1391/08/6 11:54 ب.ظ
استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟

شاگردان فکرى کردند و یکى از آن‌ها گفت: چون در آن لحظه آرامش و خونسردیمان را از دست می‌دهیم.

استاد پرسید: این که آرامشمان را از دست می‌دهیم درست است؛ اما چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد می‌زنیم؟ آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد می‌زنیم؟

شاگردان هر کدام جواب‌هایى دادند اما پاسخ‌هاى هیچکدام استاد را راضى نکرد. سرانجام او چنین توضیح داد: هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشان از یکدیگر فاصله می‌گیرد. آن‌ها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند؛ هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آن‌ها باید صدایشان را بلندتر کنند.

سپس استاد پرسید: هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى می‌افتد؟ آن‌ها سر هم داد نمی‌زنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت می‌کنند چون قلب‌هایشان خیلى به هم نزدیک است. فاصله قلب‌هایشان بسیار کم است.

استاد ادامه داد: هنگامى که عشقشان به یکدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى می‌افتد؟ آن‌ها حتى حرف معمولى هم با هم نمی‌زنند و فقط در گوش هم نجوا می‌کنند و عشقشان باز هم به یکدیگر بیشتر می‌شود. سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بی‌نیاز می‌شوند و فقط به یکدیگر نگاه می‌کنند. این هنگامى است که دیگر هیچ فاصله‌اى بین قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشد.
1391/08/6 11:52 ب.ظ
ی‌دونم دلت خیلی از من پُره .. می‌دونم چه زجری داری می‌کشی
همه زنـدگیت‌و به هم ریختم و .. عزیزم تو حق داری دلخور بشی

من‌و با تموم بدی‌هام ببخش .. که هر لحظه از عاشقی دم زدم
تو خواستی بمونی، بسوزی به پام .. منِ لعنتی زیر حرفم زدم
1391/08/6 11:51 ب.ظ
به اندازه‌ی تو کسی نیست.. که بتونه غممو کم کنه
بدونه یه وقتایی لازمه.. که تنهام بذاره و ترکم کنه

کسی نیست مثل تو با صداش.. بخوابم و رو ابرا بیدار شم
همیشه بلد باشه چیزی بگه که.. تو اوج دلتنگی خوشحال شم
1391/08/6 11:46 ب.ظ


دادا مرسی بابت خوبیات فدای خوبیات
1391/08/6 11:24 ب.ظ
جا من هستم و سكوت، سكوتی شكسته و درهم بخاطر هر روز ندیدن تو
اینجا من هستم ؛ تهی از زندگی، خالی‌تر از همیشه؛ با كلافی درهم و پیچ در پیچ
معنی سكوتم را با چشمانم برایت بارها فرستاده‌ام

اینجا من هستم با آوازی كه هرگز نشنیدی
اینجا من هستم، تنها در پس اندوه صدای كهنه ساز
اینجا من هستم و گلی پرپر شده از عشقی كور
اینجا من هستم و دل شكسته‌ام

اینجا من مانده‌ام به انتظار آن لحظه كه بیایی
در شهری دور و غروبی تنگ ، كه سینه‌ام را هر آن می‌درد
اینجا من مانده‌ام و سرمایی كه استخوانم را داغون كرده است
اینجا من مانده ام با سیمایی شكسته‌تر از همیشه
اینجا من مانده ام و خیال همیشگی چشمان تو
1391/08/6 11:18 ب.ظ
دادا جونم مرسی یادت بود حتی خودم تولدم داشت یادم میرفت اگه به وبم میام چون یکی هست مثل تو به یادم باشه خیلی عزیزی
حالا بگو تولدم چندمه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
1391/08/6 11:06 ب.ظ
دادا علی سلام عزیزم این چه حرفیه می زنی
شوخی میکنم باهات
1391/08/6 12:34 ب.ظ
سلام و ادب ...
شما میتوانید از همین وبلاگ از طریق فروش محصولات فروتل درآمد مناسبی ( به تناسب فعالیت خود ) داشته باشید .
مزایای فروتل نسبت به سایر سیستم ها :

1. گستردگی و تنوع محصولات
2. اعتبار و سابقه و فعال بودن
3. پرداخت منظم پورسانتها
4. سادگی کدها در استفاده
5. امکان زیر مجموعه گیری

و بسیاری موارد دیگر که شما بعد از ثبت نام در پنل کاربری خود متوجه خواهید شد .
برای کسب اطلاعات کاملتر میتوانید به پست اول وبلاگ کاریزماسل مراجعه بفرمایید و اگر سوالی بود مطرح بفرمایید

با احترام
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر