تبلیغات
BoOf kOoR - مطالب مهر 1391
 
درباره وبلاگ


نزدیک است که کافران هنگامی که آیات قرآن را میشنوند تو را با چشمان خود هلاک کنند و میگویند او دیوانه است در حالی که قرآن جز مایه بیداری برای جهانیان نیست.



بگو خدا ! سپس رهایشان كن تا در یاوه‏‌گویی‌هاى خود غوطه‏‌ور باشند!



به کوری دو چشم آن حقیری که از فرط حقارت بد دهان است
به هر دیوار این دنیا نوشتیم
نقی
زیباترین نام جهان است




شیعیان ما به اندازه آب خوردنی ما را نمیخواهند ، اگر بخواهند دعا میکنند و فرج میرسد!
(مهدی موعود)




تنب بزرگ و کوچک ما در خلیج فارس
جز کویت و مسقط و عمان نمیشود
گر صرف و نحو خوانده‌ای این نکته گوشدار
هرچند نکته حالی نادان نمیشود
گر هر دو تنب را بگذاری به روی هم
هرگز برای پای تو تنبان نمی‌شود




شب در چشمان من است به سیاهی چشمهایم نگاه کن
روز در چشمان من است به سفیدی چشمهایم نگاه کن
شب و روز در چشمان من است به چشمهای من نگاه کن
پلک اگر فرو بندم جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت


مدیر وبلاگ : علی
مطالب اخیر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


یا امام نقی (ع)

کمپین وبلاگ نویسی امام علی النقی (ع)

BoOf kOoR
عجب موجود سخت جانیست دل ؛ هزار بار تنگ میشود ، میشکند ، میگیرد ، میسوزد ، میمیرد و باز هم میتپد




ده دقیقه سکوت به احترام دوستان و نیاکانم !

غژ و غژ گهواره های کهنه و جرینگ جرینگ زنگوله ها !

دوست خوب من !!

وقتی مادری بمیرد قسمتی از فرزندانش را با خود زیر گل خواهد برد !

ما باید مادرانمان را دوست بداریم !

وقتی اخم می کنند و بی دلیل وسایل خانه را به هم می ریزند !

ما باید بدویم دستشان را بگیریم !

تا مبادا که خدای نکرده تب کرده باشند !

ماباید پدرانمان را دوست بداریم !

برایشان دمپایی مرغوب بخریم !

و وقتی دیدیم به نقطه ای خیره !

مانده اند برایشان یک استکان چای بریزیم !

پدران ‚ پدران ‚ پدرانمان را !

ما باید دوست بداریم !!





نوع مطلب :
برچسب ها : boof koor، بوف کور، حسین پناهی، بقا،
لینک های مرتبط :


1391/07/28 :: نویسنده : علی
نظرات ()

ﻗـﺮن ﻣﺎ ﺷـﺎﻋﺮ اﮔـﺮ داﺷﺖ، ﻫﻮا ﺑﻬﺘﺮ ﺑﻮد

‫ﺧﺎر ﻫﻢ ﻛﻤﺘﺮ ﻧﺒﻮد از ﮔﻞ، ﺑﺴﺎ ﮔﻞ ﺗﺮ ﺑﻮد

 

‫ﻗﺮن ﻣﺎ ﺷﺎﻋﺮ اﮔﺮ داﺷﺖ، ﻛﻪ

‫ﻛﺒﻮﺗﺮ ﺑﺎ ﻛﺒﻮﺗﺮ، ﺑﺎز ﺑﺎ ﺑﺎز ﻧﺒﻮد ﺷﻌﺎر ﭘﺮواز

‫وای ﺑﺮ ﻣﺎ ﻛﻪ ﺗﺼﻮر ﻛﺮدﻳﻢ ﻋﺸﻖ را ﺑﺎﻳﺪ ﻛﺸﺖ

‫در ﭼﻨﻴﻦ ﻗﺮﻧﻲ ﻛﻪ داﻧﺶ ﺣﺎﻛﻢ اﺳﺖ

‫ﻋـﺸﻖ را از ﺻـﺤـﻨﻪ دور اﻧـﺪاﺧـﺘﻦ

‫دﻳـﻮاﻧﮕﻲ اﺳﺖ

‫درﻣﺎﻧﺪﮔﻲ اﺳﺖ

‫ﺷﺮﻣﻨﺪﮔﻲ اﺳﺖ

 

‫ﻗـﺮن، ﻗـﺮن آﺗـﺶ ﻧﻴﺴﺖ

‫ﻗﺮن ﻳﻚ ﻫﻮای ﺗﺎزه اﺳﺖ

‫ﻓﻜﺮﻫﺎ را ﺷﺴﺘﺸﻮﻳﻲ ﻻزم اﺳﺖ

‫ﮔﻢ ﺷﺪﻳﻢ ﮔﺮ در ﻣﻴﺎن ﺧﻮﻳﺸﺘﻦ

‫ﺟﺴﺘﺠﻮﻳﻲ ﻻزم اﺳﺖ

‫ﻧﺎزﻧﻴﻦ ﻫﺎ، از ﺳﻴﺎﻫﻲ ﺗﺎ ﺳﻔﻴﺪی را ﺳﻔﺮ ﺑﺎﻳﺪ ﻛﻨﻴﻢ

 

‫ﺧﺮﺳـﻨﺪ ﺷﺪﻳﻢ

‫از اﻳﻦ ﻛﻪ اﻣﺮوز

‫رﻧﮕﻲ دﮔﺮ اﺳﺖ

‫ﻧـﻪ رﻧﮓ دﻳـﺮوز

‫ﺗﺎ ﺷﺐ ﻧـﺸﺪه

‫رﻧﮓ دﮔﺮ ﺷﺪ

‫ﮔﻔﺘﻨﺪ از اﻳﻦ ﻧﻜﺘﻪ

‫ﻫﺰار ﻧﻜﺘﻪ ﺑـﻴﺎﻣﻮز

 





نوع مطلب :
برچسب ها : boof koor، بوف کور، سیاوش قمیشی، متن آهنگ قرن ما، ﻛﺒﻮﺗﺮ ﺑﺎ ﻛﺒﻮﺗﺮ ﺑﺎز ﺑﺎ ﺑﺎز، ‫ﻓﻜﺮﻫﺎ را ﺷﺴﺘﺸﻮﻳﻲ ﻻزم اﺳﺖ،
لینک های مرتبط :


1391/07/26 :: نویسنده : علی
نظرات ()


دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جوونور کامل کیه؟
واسطه نیار به عزتت خمارم
حوصله هیچ کسی رو ندارم
کفر نمیگم سوال دارم
یک تریلی محال دارم
تازه داره حالیم می شه چیکارم
میچرخم و میچرخونم سیارم
تازه دیدم حرف حسابت منم
طلای نابت منم
تازه دیدم که دل دارم بستمش
راه دیدم نرفته بود رفتمش
جوانه نشکفته را رستمش
ویروس که بود حالیش نبود هستمش
جواب زنده بودنم مرگ نبود! جون شما بود؟
مردن من مردن یک برگ نبود! تو رو به خدا بود؟
اون همه افسانه و افسون ولش؟!!
این دل پر خون ولش؟!!
دلهره گم کردن گدار مارون ولش؟!
تماشای پرنده ها بالای کارون ولش؟!
خیابونا , سوت زدنا , شپ شپ بارون ولش؟!
دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جوونور کامل کیه؟
گفتی بیا زندگی خیلی زیباست ! دویدم
چشم فرستادی برام
تا ببینم
که دیدم
پرسیدم این آتش بازی تو آسمون معناش چیه ؟
کنار این جوی روون نعناش چیه؟
این همه راز
این همه رمز
این همه سر و اسرار معماست؟
آوردی حیرونم کنی که چی بشه ؟ نه والله!
مات و پریشونم کنی که چی بشه ؟ نه بالله
پریشئنت نبودم ؟
من
حیرونت نبودم؟!
تازه داشتم می فهمیدم که فهم من چقدر کمه!
اتم تو دنیای خودش حریف صد تا رستمه!
گفتی ببند چشماتو وقت رفتنه!
انجیر میخواد دنیا بیاد آهن و فسفرش کمه!
چشمای من آهن انجیر شدن!
حلقه ای از حلقه زنجیر شدن!
عمو زنجیر باف زنجیرتو بنازم
چشم من و انجیر تو بنازم!
دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جوونور کامل کیه؟


حسین پناهی





نوع مطلب :
برچسب ها : بوف کور، boof koor، حسین پناهی، دیوونه کیه عاقل کیه،
لینک های مرتبط :


1391/07/23 :: نویسنده : علی
نظرات ()

یه روز خوب میاد که ما همو نکشیم

به هم نگاه بد نکنیم

با هم دوست باشیم دست بندازیم رو شونه های هم

آها

مثل بچگیا تو دبستان

هیچ کدوم مونم نیستم بیکار

در حال ساخت و ساز ایران

واسه اینکه خسته نشیم این بار

من خشت میزارم تو سیمان

بعد این همه بارون خون

بالاخره پیداش میشه رنگین کمون

دیگه از سنگ ابر نمیشه آسمون

به سرخی لاله نمیشه آب جوب

موذن اذان بگو

خدا بزرگه بلا به دور

مامان امشب واسمون دعا بخون

تا جایی که یادمه این خاک همیشه ندا میداد

یه روز خوب میاد که هرج و مرج نیست و تو شلوغیا

به جا فحش به هم شیرینی میدیم و زولبیا بامیه

همه شنگولیم و همه چی عالیه

فقط جای رفیقامون که نیستن خالیه

خون میمونه تو رگ و آشنا

نمیشه با آسمون و آسفالت

دیگه فواره نمیکنه لخته نمیشه

هیچ مادری سر خاک بچه نمیره

خونه پناهگاه نیست و بیرون جنگ

وای از تو مثل بم ویرونم

یا اصلا مثل هیروشیما بعد بمب

نمیدونم دارم اتیش میگیرم و اینو میخونم

پیش خودت شاید فکر کنی دیوونم

ولی یه روز خوب میاد اینو میدونم

راستی وقتی یه روز خوب میاد

شاید از ما چیزی نمونه جز خوبی ها

نا امن و خراب نیست همه چی امن و امان

کرم هام قلقلکمون میدن و میشیم شاد روان

اهه

آسمون به چه قشنگه

کنار قبر سبزه چمنه

هیچ مغزی نمیخاد در ره

فقط اگه صبر داشته باشی حله

دست اجنبی کوتاست از خاک

نگو اوه کو تا فردا

اگه نبودم میخوام یه قول بدی بهم

که هر سربازی دیدی گل بدی بهش

دیگه هیچ مرغی پشت میله نیست

هیچ زن آزاده ای بیوه نیست

دخترم بابات داره میاد خونه

آره برو واسه شام میز بچین





نوع مطلب :
برچسب ها : بوف کور، boof koor،
لینک های مرتبط :


1391/07/17 :: نویسنده : علی
نظرات ()

توی این خونه پوسیدم خدایا

مگه دیوار اینجا در نداره


چقدر باید تحمل کرد بی عشق


مگه دنیا درو پیکر نداره


چشام کم سو شد از بس گریه کردم


نمی دونم کی از این خونه میرم


دارم می پوسم و چشم انتظارم دارم می میرم و از رو نمیرم


هی سر به راه تر هی سر به زیر تر


هی گوشه گیر تر


هر لحظه خسته تر


هر لحظه تلخ تر هر لحظه دیر تر


دنیای من تویی دنیا ولی میگن زندون مومنه


آخه چه جوری از خیر تو بگذرم


این غیر ممکنه


درست از اولین باری که رفتی درست از اولین باری که مردم


درست از آخرین برگی که باختی درست از آخرین دستی که بردم


درست از روز اول رفته بودی همون روزی که من از دست رفتم


عزیزم عشق تو بن بست من بود منم تا آخر بن بست رفتم





نوع مطلب :
برچسب ها : بوف کور، boof koor، محسن چاوشی، متن آهنگ دیوار بی در،
لینک های مرتبط :


1391/07/16 :: نویسنده : علی
نظرات ()

بدون تو سنگم کنار تو ابرم

بیا تا گریه کنم سر اومده صبرم

نه گریه مونده برام نه خنده مونده برام

فقط یه کابوس کشنده مونده برام

کسی که هستیشو به وعده هات داده

یه بار بپرس چرا به این روز افتاده

همه ش تو این فکرم الان تو فکر چیه

کجاست چیکار میکنه الان کنار کیه

بدون تو سنگم کنار تو ابرم

بیا تا گریه کنم سر اومده صبرم

اگه یه روز مردم بیا و گریه کن و

یه شاخه نیلوفر بذار روی قبرم

یه حس گیج و سمج همیشه همدممه

میگن شکنجه بسه میگم بازم کممه

نگات چرا چشمی به من نمیدوزه

چرا برای دلم دلت نمی سوزه

تو فکر و ذکر منی ولی ازم دوری

دلت نخواسته منو نگو که مجبوری





نوع مطلب :
برچسب ها : بوف کور، boof koor، محسن چاوشی، متن آهنگ یه شاخه نیلوفر،
لینک های مرتبط :


1391/07/16 :: نویسنده : علی
نظرات ()

یارو زبونش می‌گرفته،

میره داروخونه می گه: آقا دیب داری؟

کارمند داروخونه می گه: دیب دیگه چیه؟

یارو جواب می ده: دیب دیگه. این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره.

کارمنده می گه: والا ما تا حالا دیب نشنیدیم. چی هست این دیب؟

یارو می گه: بابا دیب، دیب!

طرف می‌بینه نمی فهمه، می ره به رئیس داروخونه می گه.

اون میآد می پرسه: چی می‌خوای عزیزم؟

یارو می گه: دیب!

رئیس می پرسه: دیب دیگه چیه؟

یارو می گه: بابا دیب دیگه. این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره.

رئیس داروخونه می گه: تو مطمئنی که اسمش دیبه؟

یارو می گه: آره بابا.

خودم دائم مصرف دارم. شما نمی‌دونید دیب چیه؟

رئیس هم هر کاری می‌کنه، نمی تونه سر در بیاره و کلافه می شه.

یکی از کارمندای داروخونه میآد جلو و می گه: یکی از بچه‌های داروخونه مثل همین آقا زبونش می‌گیره.

فکر کنم بفهمه این چی می‌خواد. اما الان شیفتش نیست.

رئیس داروخونه که خیلی مشتاق شده بود بفهمه دیب چیه، گفت: اشکال نداره. یکی بره دنبالش، سریع

برش داره بیارتش.

می‌رن اون کارمنده رو میارن. وقتی می رسه، از یارو می‌پرسه: چی می خوای؟

یارو می گه: دیب!

کارمنده می گه: دیب؟

یارو: آره.

کارمنه می گه: که این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره؟

یارو میگه: آره،همونه.

کارمند میگه: داریم! چطور نفهمیدن تو چی می خوای!؟

همه خیلی خوشحال شدن که بالاخره فهمیدن یارو چی می خواد.

کارمنده سریع می ره توی انبار و دیب رو میذاره توی یه کیسه نایلون مشکی و میاره می ده به یارو و اونم می ره پی کارش.

همه جمع می شن دور اون کارمند و با کنجکاوی می‌پرسن: چی می‌خواست این؟

کارمنده می گه: دیب!

می‌پرسن: دیب؟ دیب دیگه چیه؟

می گه: بابا همون که این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره!

رئیس شاکی می شه و میگه: اینجوری فایده نداره. برو یه دونه دیب ور دار بیار ببینیم دیب چیه؟

کارمنده می گه: تموم شد.

آخرین دیب رو دادم به این بابا رفت!

.

.

.

دلم خنک شد، آخر نفهمیدین دیب چیه !!!!

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها : boof koor، بوف کور،
لینک های مرتبط :


1391/07/12 :: نویسنده : علی
نظرات ()

معلم پای تخته داد میزد

صورتش از خشم گلگون بود

و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود

ولی آخر کلاسیها

لواشک بین خود تقسیم می کردند

وآن یکی در گوشه‌ای دیگر «جوانان» را ورق می زد

برای اینکه بیخود های‌و هو می کرد و با آن شور بی‌پایان

تساویهای جبری را نشان می‌داد

با خطی ناخوانا بروی تخته‌ای کز ظلمتی تاریک

غمگین بود
 
تساوی را چنین بنوشت : یک با یک برابر است

از میان جمع شاگردان یکی‌برخاست

همیشه
 
 
یک نفر باید بپاخیزد....
 
به آرامی سخن سر داد:
 
تساوی اشتباهی فاحش و محض است

نگاه بچه‌ها ناگه به یک سو خیره گشت و

معلم مات بر جا ماند

و او پرسید : اگر یک فرد انسان ، واحد یک بود

آیا یک با یک برابر بود؟

سکوت مدهشی بود و سوالی سخت

معلم خشمگین فریاد زد آری برابر بود

و او با پوزخندی گفت:

اگر یک فرد انسان واحد یک بود

آنکه زور و زر به دامن داشت بالا بود و آنکه

قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت پایین بود؟

اگر یک فرد انسان واحد یک بود

آنکه صورت نقره گون ، چون قرص مه می‌داشت بالا بود

وآن سیه چرده که می نالید پایین بود؟

اگر یک فرد انسان واحد یک بود

این تساوی زیر و رو می شد

حال می‌پرسم یک اگر با یک برابر بود

نان و مال مفتخواران از کجا آماده می‌گردید؟

یا چه‌کس دیوار چین‌ها را بنا می‌کرد؟

یک اگر با یک برابر بود

پس که پشتش زیر بار فقر خم می‌گشت؟

یا که زیر ضربه شلاق له می‌گشت؟

یک اگر با یک برابر بود

پس چه‌کس آزادگان را در قفس می‌کرد؟

معلم ناله‌آسا گفت:

بچه‌ها در جزوه‌های خویش بنویسید:

یک با یک برابر نیست...



خسرو گلسرخی






نوع مطلب :
برچسب ها : بوف کور، boof koor،
لینک های مرتبط :


1391/07/10 :: نویسنده : علی
نظرات ()


( کل صفحات : 2 )    1   2