تبلیغات
BoOf kOoR - مطالب آبان 1391
 
درباره وبلاگ


نزدیک است که کافران هنگامی که آیات قرآن را میشنوند تو را با چشمان خود هلاک کنند و میگویند او دیوانه است در حالی که قرآن جز مایه بیداری برای جهانیان نیست.



بگو خدا ! سپس رهایشان كن تا در یاوه‏‌گویی‌هاى خود غوطه‏‌ور باشند!



به کوری دو چشم آن حقیری که از فرط حقارت بد دهان است
به هر دیوار این دنیا نوشتیم
نقی
زیباترین نام جهان است




شیعیان ما به اندازه آب خوردنی ما را نمیخواهند ، اگر بخواهند دعا میکنند و فرج میرسد!
(مهدی موعود)




تنب بزرگ و کوچک ما در خلیج فارس
جز کویت و مسقط و عمان نمیشود
گر صرف و نحو خوانده‌ای این نکته گوشدار
هرچند نکته حالی نادان نمیشود
گر هر دو تنب را بگذاری به روی هم
هرگز برای پای تو تنبان نمی‌شود




شب در چشمان من است به سیاهی چشمهایم نگاه کن
روز در چشمان من است به سفیدی چشمهایم نگاه کن
شب و روز در چشمان من است به چشمهای من نگاه کن
پلک اگر فرو بندم جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت


مدیر وبلاگ : علی
مطالب اخیر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


یا امام نقی (ع)

کمپین وبلاگ نویسی امام علی النقی (ع)

BoOf kOoR
عجب موجود سخت جانیست دل ؛ هزار بار تنگ میشود ، میشکند ، میگیرد ، میسوزد ، میمیرد و باز هم میتپد





علی جان کوفیان غیرت ندارند

که فرمان تو را گردن گذارند

علی جان کوفیان خفت پذیرند

که دامان بلندت را نگیرند

علی جان، کوفیان با کیاست

جدا کردند دین را از سیاست

به نام دین سرِ دین را شکستند

دو بال مرغ آئین را شکستند

به پیشانی اگر چه پینه دارند

ز فرزند تو در دل کینه دارند

چو بنچاق فدک را پاره کردند

غزالان ِ تو را آواره کردند

شغالان، شیرها را سر بریدند

کبوتر بچـّگان را سر بریدند




اى نه مردان به صورت مرد
  !!!

من شبان و روزان، آشكارا و نهان ، شما را به رزم این مردم تیره روان خواندم و گفتم: با آنان بستیزید، پیش از آن كه بر شما حمله برند، و بگریزند. به خدا سوگند با مردمى در آستانه خانه شان نكوشیدند، جز كه جامه خوارى بر آنان پوشیدند. اما هیچ یك از شما خود را براى جهاد آماده نساخت و از خوارمایگى، هر كس كار را به گردن دیگرى انداخت، تا آن كه از هر سو بر شما تاخت آوردند و شهرها را یكى پس از دیگرى از دستتان برون كردند.

شگفتا! به خدا كه هماهنگى این مردم در باطل خویش، و پراكندگى شما در حق خود، دل را مى میراند، و اندوه را تازه مى گرداند. زشت بادید و از اندوه برون نیایید! كه آماج تیر بلایید، بر شما غارت مى برند و ننگى ندارید. با شما پیكار مى كنند و به جنگى دست نمى گشایید. خدا را نافرمانى مى كنند و خشنودى مى نمایید.

اگر در تابستان شما را بخوانم، گویید هوا سخت گرم است، مهلتى ده تا گرما كمتر شود. اگر در زمستان فرمان دهم، گویید سخت سرد است، فرصتى ده تا سرما از بلاد ما به در شود. شما كه از گرما و سرما چنین مى گریزید، با شمشیر آخته كجا مى ستیزید؟ اى نه مردان به صورت مرد، اى كم خردان ناز پرورد! كاش شما را ندیده بودم و نمى شناختم كه به خدا، پایان این آشنایى ندامت بود و دستاورد آن اندوه و حسرت.

خدایتان بمیراناد! كه دلم از دست شما پر خون است و سینه ام مالامال خشم شما مردم دون، كه پیاپى جرعه اندوه به كامم مى ریزید، و با نا فرمانى و فروگذارى جانبم، كار را به هم در مى آمیزید، تا آنجا كه قریش مى گوید پسر ابوطالب دلیر است اما علم جنگ نمى داند. خدا پدرانشان را دهاد! كدام یك از آنان پیشتر از من در میدان جنگ بوده و بیشتر از من نبرد دلیران را آزموده؟ هنوز بیست سال نداشتم كه پا در معركه گذاشتم، و اكنون سالیان عمرم از شصت فزون است. اما، آن را كه فرمان نبرند سر رشته كار از دستش برون است.

اى مردمى كه به تن فراهمید و در خواهشها مخالف همید، سخنانتان تیز، چنان كه سنگ خاره را گدازد، و كردارتان كند، چنان كه دشمن را درباره شما به طمع اندازد.

در بزم، جوینده مرد ستیزند و در رزم، پوینده راه گریز. آن كه از شما یارى خواهد خوار است، و دل تیمار خوارتان از آسایش به كنار. بهانه هاى نا بخردانه مى آورید، و چون وامدارى كه پى در پى مهلت خواهد امروز و فردا مى كنید.

آن كه تن به خوارى داده، دفع ستم را چگونه شاید؟ كه حق جز با كوشش بدست نیاید. حال كه خانه شما را گرفتند براى كدام خانه پیكار مى كنید؟ و پس از من در كنار كدام امام كار زار مى كنید؟ به خدا سوگند، فریفته كسى است كه فریب شما را خورد، و بى نصیب كسى است كه انتظار پیروزى از شما برد. تیر بى پیكان را مانید، كه آسیبى به دشمن نمى رساند، به خدا سوگند، نه گفته شما را باور، و نه سوداى یاریتان را در سر، و نه دشمن را از شما برحذر مى دارم. دردتان چیست؟ و دارویتان كدام است؟ و شما را چه عادت و مرام است؟ آخر شامیان هم، چون شمایند. این همه گفتار بى كردار؟ بى پروا و نا پرهیزگار و در غیر حق طمع كار؟

چند با شما مدارا کنم ، چونان که با اشتران جوانى که کوهانشان از درون ریش است و از برون سالم ، مدارا کنند . یا با کهنه جامه‏اى که اگر از یک جاى پارگى آن را بدوزند ، از جاى دیگر پاره شود . هر بار که طلایه لشکر شام از دور پدیدار گردد ،

هر یک از شما به خانه خود مى‏گریزید و در را به روى خود مى‏بندید . همانند سوسمارى ، که از بیم ، در سوراخ خود پنهان مى‏شود ، شما نیز به سوراخ خود مى‏خزید . یا مانند کفتار به لانه پنهان مى‏شوید . به خدا سوگند ، خوار و ذلیل کسى است که شما یاریش کرده باشید . هر که شما را چون تیر به سوى خصم افکند ، تیر سوفار شکسته و بى‏پیکان ، به سوى او افکنده است . به خدا سوگند ، که به هنگام آرمیدن در عرصه آرامش خانه ، شمارتان بسیار است و در زیر پرچم نبرد ، اندک .

مى‏دانم داروى درد شما چیست و این کژى را چگونه راست توان کرد . ولى نمى‏خواهم شما را اصلاح کنم ، در حالى که خود را تباه کرده باشم . خداوند خوارتان سازد و بدبخت و بى‏بهره گرداند . آنسان که باطل را مى‏شناسید ، حق را نمى‏شناسید و آنسان با باطل مبارزه نمى‏کنید که به نابود کردن حق کمر بسته‏اید .




خدا برکت را از شما بگیرد



  جمعیتتان را پراکنده کند



  خوار و ذلیلتان سازد !


(امام حسین در گودال قتلگاه)






نوع مطلب :
برچسب ها : آغاسی کوفیان، حضرت علی، نهج البلاغه، کوفیان، امام حسین، خدا برکت را از شما بگیرد جمعیتتان را پراکنده کند خوار و ذلیلتان سازد !، اى نه مردان به صورت مرد،
لینک های مرتبط :


1391/08/29 :: نویسنده : علی
نظرات ()


زهره منظومه زهرا حسین

كشته افتاده به صحرا حسین

دست صبا زلف تو را شانه كرد

بر سر نی خنده مستانه كرد

كیست لب خشك ترك خورده ات

چشمه ای از زخم نمك خورده ات

روشنی خلوت شبهای من

بوسه بزن بر تب لبهای من

تازغم غربت تو تب كنم

یاد پریشانی زینب كنم

آه از آن لحظه كه بر سینه ات

بوسه نشاندند لب تیرها

آه از آن لحظه كه بر پیكرت

زخم كشیدند به شمشیرها

آه از آن لحظه كه اصغر شكفت

در هدف چشم كمانگیرها

آه از آن لحظه كه سجاد شد

هم نفس ناله زنجیرها

قم به حج رفته به حج رفته اند

بی تو در این وادیه كج رفته اند

كعبه تویی كعبه بجز سنگ نیست

آینه ای مثل تو بیرنگ نیست

آینه رهگذر صوفیان

سنگ نصیب گذر كوفیان

كوفه دم از مهر و وفا میزدند

شام تو را سنگ جفا میزدند

كوفه اگر آینه ات را شكست

شام از این واعقه طرفی نبست

كوفه اگر تیغ و تبر زین شود

شام اگر یكسره آذین شود

مرگ اگر اسب مرا زین كند

خون مرا تیغ تو تضمین كند

آتش پردیس نبرد مرا

تیغ اجل نیز نبرد مرا

بی سر و سامان توام یا حسین

دست به دامان توام یا حسین

جان علی سلسله بندم نكن

گردم از خاك بلندم نكن

عاقبت این عشق هلاكم كند

در گذر كوی تو خاكم كند

تربت تو بوی خدا میدهد

بوی حضور شهدا میدهد

ساقی لب تشنه لبی باز كن

سفره نان و رطبی باز كن

شمعه از درد دلت باز گو

نكته ای از نقطه آغاز گو

قوم به حج رفته چو باز آمدند

بر سر نعشت به نماز آمدند

قوم به حج رفته تورا كشته اند

پنجه به خوناب تو آوشته اند

سامریان شعبده بازی كنند

نفی رسولان حجازی كنند

مشعر حق عظم منا كرده ای

كعبه شش گوشه بنا كرده ای

تیر تنت را به مصاف آمد است

تیر سرت را به طواف آمد است

كیست شفا بخش دل ریش ما

مرحم زخم و غم و تشویش ما

كیست بجز یاد دل روی تو

سجده به محراب دو ابروی تو

بر سر نی زلف رها كرده ای

با جگر شیعه چه ها كرده ای

باز كه هنگامه بر انگیختی

بر جگر شیعه نمك ریختی

كو كفنی تا كه بپوشم تنت

تا گیرم دامنه دامنت

حج تو هر چند كه تخیر داشت

لاكن هفتاد و دو تكبیر داشت

آری هفتاد و دو لبیك گو

عظم وضو كرده به خون گلو

اینان هفتاد دو قربانییند

كه از اسر باده تو فانییند

هم نفسان حج حسینی كنید

پیروی از راه خمینی كنید

حج حسینی سفری سرخ بود

احرامش بال و پری سرخ بود

حج حسینی سفر كربلاست

نیت آن قربت رنج و بلاست





نوع مطلب :
برچسب ها : آغاسی امام حسین، دست به دامان توام یا حسین،
لینک های مرتبط :


1391/08/29 :: نویسنده : علی
نظرات ()



محبتت رو از کسی دریغ نــکـــن!!

ولی به قدری به کسی محبت کن که ..

که بعدا مجبور نشی ثابــــــت کــــنــی که خـــــــــر نبودی !!!






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


1391/08/29 :: نویسنده : علی
نظرات ()


1>4000

هر که پرسید چرا؟


بگو یک تنه زد به قلب 4000 محافظ شریعه

و به آب رسید عباس !!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


1391/08/27 :: نویسنده : علی
نظرات ()

تو راست می گویی ..

آسمان مال من است !!!

پنجره ، فکر ، هوا ، عشق ، زمین ، مال من است!

اما سهراب تو قضاوت کن ، بر دل سنگ زمین جای من است؟!

من نمی دانم که چرا این مردم ، دانه های دلشان پیدا نیست!!

آب را گل کردند چشم ها را بستند و چه با دل کردند !!

وای سهراب کجایی آخر؟

زخم ها بر دل عاشق کردند خون به چشمان شقایق کردند !

تو کجایی سهراب؟ که همین نزدیکی عشق را دار زدند !

ای سهراب کجایی که ببینی حالا دل خوش مثقالی ست!!

دل خوش سیری چند ؟?؟؟

سهراب اینجا خون به دلت می کنند !!

اینجا گاهی مجبورت می کنند تا خود ماه را پا برهنه بدوی !!

سهراب کاش قایقت را بزرگتر درست کرده بودی !!!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


1391/08/27 :: نویسنده : علی
نظرات ()

الهی سقف آرزوت خراب بشه روی سرش

بیای ببینی که همه حلقه زدن دور و ورش

الهی که روز وصال طوفان شه از سمت شمال

هیچی از اون روز نمونه بجز گلای پر پرش

قسم میخوردی با منی قسم میخوردی به خدا

خدا الهی بزنه تو کمرت تو کمرش

من اهل نفرین نبودم چه برسه که تو باشی

بیاد الهی خبرت ، بیاد الهی خبرش

عمرت الهی کم نشه اما پر از غصه باشه

زجرهایی که به من دادی بکشی تا آخرش

الهی که یه روز خوش از تو گلوت پایین نره

رسوای عالمت کنن اون چشای در به درش

قسم میخوردی با منی قسم میخوردی به خدا

خدا الهی بزنه تو کمرت تو کمرش

من اهل نفرین نبودم چه برسه که تو باشی

بیاد الهی خبرت ، بیاد الهی خبرش

می خوام بدونم قد من عاشقته دوست داره 

اینکه رها کردی منو می ارزه به دردسرش

هرچی بدی کردی به من الهی اون با تو کنه

ببینی دیگری به جات رفته شده هم سفرش

هرچی بدی کردی به من الهی اون با تو کنه

ببینی دیگری به جات رفته شده هم سفرش

الهی سقف آرزوت خراب بشه روی سرش

بیای ببینی که همه حلقه زدن دور و ورش





نوع مطلب :
برچسب ها : متن آهنگ نفرین محسن چاوشی،
لینک های مرتبط :


1391/08/27 :: نویسنده : علی
نظرات ()
دیگه از مهربونی هات

از این حس تو دلسردم

اگر چه پیشمی اما

تورو یک عمره گم کردم


اگر رفتی نیار یارت

چه قولایی به من دادی

به فکر من نباش اصلا

برو عشقم تو آزادی ....

همیشه بدرقت بودن

همین چشمای مرطوبم

برو هر جا بدون من

تو خوش باشی منم خوبم

فقط میری یه کاری کن

ککه انگار از خدامونه

یه کاری کن بگن مردم

که تقصیر دوتا بوده

اگر گفتن فلانی کو

جواب مردم و داری

بگو رفتم سفر اصلا

بازم تو آبرو داری

ولی ای کاش میفهمیدی

چقدر حال بدی دارم

دوباره من نمیدونم

باهات چه نسبتی دارم


نه میتونم بگم حبسی نمیذارم رها باشی

نه با من فکرت آرومه نه میتونی جدا باشی

بهم خوبی نکن شاید بیوفته از سرم ساده

داره میگیرتت از من همونی که تو رو داده


چقدر باید بمونم تا

بشه عشقت فراموشم

لباسم بوی تو میده

دیگه حیفت نمیپوشم

واسم عادت شده حتما

که عطرت رو تنم باشه

یا حتی من هر هوا

گناهت گردنم باشه


دلم لک میزنه واست لک میزنه واست لک میزنه واست

زمانی که ازم دوری

ولی به خاطرم هستی

دیگه اینجاش و مجبوری

اگه حرف حرف من باشه

هنوزم مرد و مغرورم

ولی میرم تو خوش باشی

منم اینجاش و مجبورم




نوع مطلب :
برچسب ها : مجید خراطها، متن آهنگ نمیتونم مجید خراطها،
لینک های مرتبط :


1391/08/27 :: نویسنده : علی
نظرات ()
اگه کوه طلا واست بیاره

اگه دنیا رو زیر پات بذاره

بازم دستای خالیم خوب میدونن

که هیشکی قد من دوست نداره




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


1391/08/27 :: نویسنده : علی
نظرات ()


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4